- از قزوينيه ميپرسند: باسن چند بخشه؟ ميگه: نه بخشه، نه استان، يه دنياست
- توي پارك هاي قزوين نوشته شده: بچه ها گل بچينيد
- به رشتيه با اساماس خبر ميدن كه: زنت داره ...! اونم با اساماس جواب ميده: لعنت به پدر و مادر كسي كه اساماس تكراري ميفرسته
- رشتيه ميره بدن سازي به زنش ميگه: ميبيني چه ديناميتي شدم؟ زنش ميگه: چه فايده، فتيلهاش 5 سانته
- رشتيه ميره خونه ميبينه يكي روي زنشه، برق رو قطع ميكنه ميگه: جواب ابلهان خاموشيست
- رشتيه بچه دار نميشده، محلهشون رو عوض ميكنه
- از رشتيه ميپرسن: از زنت ميترسي؟ ميگه: من؟! مـــن؟! مـــــن؟! عين سگ
- به رشتيه ميگن بچه داري؟! ميگه: والله من نه، ولي خانم داره
- رشتيه ميره خونه ميبينه زنش لخته، ميگه: خدا قوت، با لباس كار ميبينمت
- امام جمعه رشت: مسئله انتخابات يك مسئله ناموسي نيست، آن را جدي بگيريد
- رشتیه زنش رو میبره دکتر ..... دکتر می گه : برای خانمتون سه روز نزدیکی تجویز کردم . رشتیه می گه : بیارمش مطب یا تشریف میارین منزل
- زن رشتيه ميره دکتر ميگه اقاي دكتر من هفت تا بچه دارم..... الان هم هشتمی رو حامله هستم.حتما يك چيزي تو هوا هست كه من اينقدر حامله ميشم.دكتره ميگه بله خانوم لنگاتون
- رشتيه مادرشو ميبره دکتر، دکتر ميگه براي سلامتيش بايد پرهيز کنه!! رشتيه ميگه دکترجون خودت بکن پرويز دهن لقه
- رشتيه ميره تو يک خانه فساد، زنشو اونجا مي بينه: ميزنه زير گريه زنش ميگه: چي شده؟ رشتيه ميگه منو ببخش منو اغفال کردن
- رشتیه اسم زنشو ميزاره خوش ركاب، بهش ميگن چرا؟ ميگه: هيشكي نديدم تو نخش نباشه
- رشتیه با رتبه 500000 پزشکی قبول می شه تحقیق می کنن می بینن فرزند 4تا شهیده
- رشتيه ميره دكتر، ميگه اقاي دكتر من هشت تا بچه دارم، ديگه نميخوام بچه دار بشم. چيكاركنم؟ دكتره ميگه: خوب عزيزجان، موقع عمل كاندوم مصرف كن. رشتيه ميگه: آقاي دكتر سر دو تاي اول كاندوم مصرف كرده بودم، ولي بچه دار شديم. دكتره ميگه: خوب به خانمت بگو قرص مصرف كنه. رشتيه ميگه: سر دوتاي بعدي هم خانم قرص مصرف كرد ولي باز بچه دار شديم. دكتره ميگه: به خانمت بگو ديافراگم بگذاره. رشتيه ميگه: سر دوتاي بعدي هم همين كارو كرديم ولي باز فايده نداشت. دكتره شاكي ميشه، ميگه: خوب بابا ك؟ون لقت! اصلا نكنش!! رشتيه ميگه: والله آقاي دكتر سر دوتاي آخر اصلاً نكرده بوديم
- يه يزديه داشته لباسشو اتو ميكرده زنش ميگه داري چيكار ميكني ميگه دارم اتو ميكنم زنش ميگه چرا اتو ميكني بيا ايتوكون
- سرگذشت يك پسر در دانشگاه قزوين :
سال اول ( )
سال دوم ( . )
سال سوم ( o )
سال چهارم ( O ) - يزديه تلويزيون ميخره، فرداش کنترلشو پس مياره به صاحب مغازه ميگه: بيا حاج آقا اين ماشين حساب توش بود، مال حروم بهمون نمياد
- قزوينيه كنار دريا واستاده بوده، ميبينه يك بچهه داره پشتشو ميخارونه. ميگه: بالامجان، خوردهكاري هم قبول ميكنيم ها
- قزوينيه ميره پرورشگاه يك بچه رو به فرزندي قبول كنه، مسؤول اونجا ازش ميپرسه: بالامجان، ميكني يا ميبري؟
- یه قزوینیه بد از چند سال دوستشو میبینه و شروع میکنه به رو بسی و میگه هرچقدر میبنمت سیر نمیشم باید بکنمت
- به خاطر رفاه حال نماز گذاران قزويني جا نماز با آينه بغل توزيع شد
- كمربند شلوار شما ضامن سلامتي باسن شماست
روابط عمومي شهرداري قزوين
- به قزوينيه ميگن: شما قرباني هم ميكنين؟ ميگه: فاميليش مهم نيست، هر كي باشه ميك...
- قزوينيه پشت بچهش مينويسه: با نگاهي به آينده، درست مصرف كنيم
- قزوينی ها اعتراض ميکنن اين چه الفبائيه که به ن ميگن نون اما به ک ميگن کاف؟
- قزوینیه با زنش قهر می کنه شب زنه پشتشو می کنه بهش می خوابه قزوینیه می گه: چه کنم که بد چیزی رو واسه آشتی واسطه کردی
- قزوينيه داشت پسرشو كتك مي زد ازش مي پرسن چرا كتكش مي زني؟ ميگه : پدر سگ رو بخاري عكس ك؟ون كشيده هم دست من سوخت هم لب عموش!!
- اگر گفتی قزوینیها کی میرن شمال؟ موقع چیدن چای
- قزوینیه شب عروسیش دستمال انی به مادر زنش نشون می ده
- زنه یه قزوینی میره پیش دکتر و میگه
اقای دکتر خسته شدم ..شوهرم همیشه از عقب منو میکنه
دکتره میگه : این دفعه بگو حامله هستم و از عقب نمیشه
شب زنه به قزوینیه میگه : از عقب نمیشه .. حامله ام
قزوینی هم میگه خب از جلو میکنم
بعد از نیم ساعت قزوینیه شاکی میگه
بالام جان ... پس ک؟ون این بچه کو؟؟؟
- دروازه ورودی قزوین نوشتن : خوش آمدید . دروازه خروجی نوشتن : خوشتون اومد؟؟
- یکروز یه قزوینی یه پیرمرد رو میبره مهدکودک و میگه : لطفا این پیرمرد رو برام خرد کنید
- از يه رشتيه ميپرسن ماشين بنز بهتره يا زن رشتيه ميگه زن ميگن چرا رشتيه ميگه ماشين اگه خراب شه بايد كلي خرجش كنيم ولي اگه زن خراب شه خرجتم ميده
- رشتيه زنش ميميره چك هاش برگشت ميخوره
- به رشتيه ميگن اعضاي خانوادتو نام ببر، ميگه: صاايران، امرسان، موبايل، آمريكا!! ميگن: مرتيكه اين كسشعرا چيه ميگي؟! رشتيه ميگه: آخه شما نميدوني؛ صاايران دختر كوچيكمه، هر روز بهتر از ديروز! امرسان دختر بزرگمه، زيبا جادار مطمئن! موبايل خانمه، كه هيچ وقت در دسترس نيست! آمريكا هم خودمم، كه هيچ غلطي نميتونم بكنم
- رشتيه مي خواسته با دوتا از رفيقاش گلف بازي كنه. يكي از رفيقاش ميگه: من توپشو ميارم. اون يكي ميگه: من چوبشو ميارم. رشتيه ميگه : اِهه؟! يعني باز سوراخش افتاد گردن من؟
- رشتيه ميره نجاري ميگه: قربون يك كمد بساز اصغرآقا توش نباشه
- رشتيه بچه دار نميشده، در خونشون يك تابلو ميزنه كه: هم اكنون به ياري سبزتان نيازمنديم!!!
- عربه به رشتیه میگه اهلا و سهلا
ــ رشتیه میگه من که نه ولی خانمم هم اهلا و هم سهل
- يه رشتيه كاميون مي خره پشت كاميونش مي نويسه : رسواي زمانه مادر
- رشتيه به زنش ميگه خانوم جان راستشو بگو : تا حالا چند نفر پيشت خوابيدن زنش ميگه :به جان تو فقط خودت بقيه همشون بيدار بودن
- به رشتيه ميگن: چي شد كه ايدز گرفتي؟ ميگه: از توالت فرنگي! ميگن: آدم كه از توالت فرنگي ايدز نميگيره. ميگه: آخه نفر قبلي هنوز بلند نشده بود
- به رشتیه ميگن: چرا بچهدار نميشي؟ ميگه: ارثيه، بابام هم بچهدار نميشد
- زن رشتيه ميخواسته تنها بره خارج، اجازه شوهرشو ميبره، ميگن: قبول نيست، شما بايد استشهاد محلي بياريد
- رشتيه زنشو كتك ميزنه. به جرم تخريب اموال عمومي ميگيرنش
- فرمانده به رشتيه ميگه: اين چيه دستته؟ ميگه: ناموسمه قربان. فرمانده ميگه: نه احمق! اين تفنگته. به كسي نديش ها
- ازرشتيه ميپرسن: پارسال روز زن چه كادويي به زنت دادي؟ ميگه: بردمش كيش. ميگن: اي ول بابا، دمت گرم، خوب حالا امسال چيكار ميكني؟ ميگه: ميرم ميارمش
- رشتي به دوستش مي گه : جات خالي.رفتم خونه ديدم زنم زير پتوست پتو رو کشيدم .اون هم پتو رو کشيد هي من کشيدم ...هي اون کشيد اونقدر کشيديم تا پتو جر خورد !!!!! جات خالي بود.اونقدر سه نفري خنديديم
- رشتیه سراسیمه می یاد خونه می گه: اهاااااااااااای اونی که داری خانوم منو........یارو می ترسه از اتاق می یاد بیرون . رشتیه می گه دم در کارت دارن
- از رشتیه میپرسن چه روزای با زنت حال میکنی میگه:همه روزا به جز پنجشنبه و جمعه ها!! میپرسن چرا؟ میگه: اووو.. پنجشنبه جمعه ها اینقد سرش شلوغه که به خودم نمیرسه
- یه روز به يه رشتيه ميگن نظر شما درباره خانه هاي عفاف چيه ؟ مي گه : والله من كه خيلي راضيم . واسه اينكه لااقل خانومم رفته سر يه كار دولتي
- جهيزيه قزويني ها : اب سرد كن . اب گرم كن . شير داغ كن . چاي صاف كن . سوراخ كن . مخلوط كن
- ده ضرب المثل قزوینی
هركه كو?ش بیش حالش بیش
ك؟ن سفید سرسرخ می دهد بر باد
ك؟ن نقد بهترازك؟س نسیه
با ك؟ن ك؟ن كردن كمر أدم خالی نمیشه
ك؟ر تو ك؟ن نمیرفت كاندم به دورش می بست
ك؟ن را بهر كردن افریدند ریدن بهانه است
ك؟ن داده از كیر بچه هم میترسد
ك؟ن ادمی از بچه گی مو نداشته
گر سعی كنی ز ك؟ن حامله سازی
ك؟ن بچه را هرزمان كه بكنی تازه است
- جديدترين رمان عشقي قزوين منتشر شد: خسرو و فرهاد
- زن رشتیه میره خط مقدم بر می گرده می پرسن چه کار مفیدی انجام دادی . دستاشو می گذاره رو شکمش می گه یه بچه عراقی اسیر کردم....!
- رشتي ميره جبهه بعد كه بر ميگرده دوستاش ميگن اون جا معجزه هم ديدي ميگه هان پشت سنگر داشتم كف دست ميزدم امدم خانه ديدم زنم حامله شده.
- جشنواره فیلم تخیلی رشت :
1- زن باوفا
2- شب های بی اصغر آقا
۳- خوش غیرت
۴- حلال زاده
۵- پسری که یک پدرداشت!!! (برنده سیمرغ بلورین)
جوک باحال قزوین/یزد/رشت
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر